نویسنده: دیتریش اکارت
مترجم: مهدی تدینی
ناشر: کتاب پارسه
قطع: رقعی
برای آشنایی با ایدئولوژیهای سیاسی، بهترین منبع سخنان و نوشتههای رهبران و نظریهپردازان آن ایدئولوژیهاست. یکی از مهمترین متنها برای آشنایی با هیتلر و اندیشههای او و یارانش کتابچهای است با عنوان بولشویسم از موسی تا لنین گفتوگویی میان من و آدولف هیتلر. این کتابچه که در سال ۱۹۲۴ منتشر شده گفتوگویی است میان هیتلر و دیتریش اکارت، کسی که هیتلر او را آموزگار خود میدانست و تا پایان عمر ارادتی ویژه به او داشت. در این کتابچه به ارتباط بین ایدئولوژی هیتلر و یهودیستیزی ـکه ستون فقرات ناسیونال سوسیالیسم بودـ پی میبریم و با مفهوم كلیدی بولشویسم یهودی آشنا میشویم. مترجم علاوه بر برگرداندن این کتابچه جستار مفصلی نیز دربارۀ نظریه/افسانۀ «بولشویسم یهودی» نگاشته که در بخش نخست کتاب آمده است.
جهود، ملّیگرا یا بینالمللگرا؟
در حرفش پریدم و پرسیدم: «راستی، به نظرت منش جماعت جهود ملّیگرایانه با بینالمللگرایانه است؟» پاسخ داد: «به نظر من، آنها نه ملّیگرا هستند و نه بینالمللگرا، احساس بینالمللیداشتن یعنی همان چیزی که بر خود میپسندی برای همۀ جهان هم بپسندی. اگر همۀ دنیا این طور بود، حرفی نبود. اما بهخصوص خیالبافان بینالمللگرای ما، نباید چنین امید پنهانی داشته باشند؛ گویا [برای آنها] چندان مهم نیست که فقط آنها برای دنیا خیر میخواهند، اما نه دنیا برای آنها. مخیلهاش درهرصورت، [برای بینالمللگرایی] نیت خیری باید در میان باشد اما در جماعت جهود چنین چیزی مطلقاً وجود ندارد، جهود اصلاً در مخیلهاش نمیگنجد که خود را همسطح بشر قرار دهد. او میخواهد بر بشر حاکم شود تا هرطور که خواست، از همگان اخاذی کند. اگر جهود قصد رفاقت داشت مدتها فرصت داشت این طور باشد خیلی فرصت داشت. این فرمان یهوه، که یهود نباید با بیگانگان هیچ پیمانی ببندد، بلکه برعکس، تنها باید دیگران را یکی پس از دیگری ببلعد، حرف دل خود جهودهاست. در همهجا ابتداء با آنها صمیمانه برخورد کردند در مصر باستان، در ایران، در بابل، در اروپا اما حیلۀ شیطانیشان در همهجا خود را نشان داد. فاتحان ژرمن در زمانی با یهودیانی روبهرو شدند که حقوق ناروای فراوانی را مال خود کرده بودند، اما گذاشتند یهودیها این حقوق را داشته باشند زمین و املاکشان تضمینشده ماند. اجازه داشتند تجارت کنند؛ هرجا و هرطور که دوست داشتند. حتی اجازه داشتند تجارت برده انجام دهند، که خیلی به آن علاقه داشتند. اجازه داشتند مانند همه صاحب مناصب عمومی باشند، حتی میتوانستند صاحب کرسی قضاوت باشند و حکومت بهشدت از آن بهاصطلاح دینشان حفاظت میکرد.
بولشویسم از موسی تا لنین: گفتگویی میان من و آدولف هیتلر (به همراه جستاری دربارۀ «بلشویسم یهودی»)، صفحات ۲۷۹ و ۲۸۰
معافیت یهودیان از جنگ
بلند گفت: «...اصلاً این طور نبوده که یهودیها همیشه شهروندان درجهدوم بوده باشند. در عهد باستان، آنها حتی امتیازات ویژه داشتند که آنها را از برخی وظایف، خدمت نظامی و مانند اینها معاف میکرد. یهودیها از جهت شخصی، هیچگاه در نبرد مسلحانه آدمهای قوی و باشهامتی نبودند، در جریان جنگهای آزادیبخش یهودیها از شهر دویچ کرونه در پومرن به شاه طومار نوشتند که بهجای شرکت در لشکرکشیها، پول بدهند و در خانه بمانند؛ آنهم با این استدلال که "در دوران کنونی از بزدلان هیچ کمکی برنمیآید، اما دههزار تالر پول نقد بسیار میتواند کمک کند." با عریضۀ آنها موافقت شد، آنهم نه فقط در آن ناحیه، بلکه در پنج ناحیه از کل هفت ناحیۀ پروس.»
بولشویسم از موسی تا لنین: گفتگویی میان من و آدولف هیتلر (به همراه جستاری دربارۀ «بلشویسم یهودی»)، صفحۀ ۲۸۱