جمعه، ۲۴ مهر ۱۴۰۵
در این نوشتار به بررسی سیستم بیمه در رایش سوم میپردازیم؛ اما پیش از آن بناء داریم تا نگاهی اجمالی به سازوکار بیمه در آلمان از زمان بهقدرترسیدن اتو فون بیسمارک تا پایان جمهوری وایمار بیندازیم.

تاریخچۀ بیمۀ درمانی در آلمان پیش از رایش سوم
نظام بیمۀ درمانی آلمان پیشینهای طولانیتر از دورۀ بیسمارک داشت. پیش از شکلگیری نظام بیمۀ اجتماعی به شکل امروزی، صندوقهایی برای حمایت از افراد بود که بعضی از آنها به قرونوسطا برمیگشتند.
نقطۀ عطف در سال ۱۸۸۳ اتفاق افتاد؛ وقتی اتو فون بیسمارک، صدراعظم آلمان، قانون بیمۀ بیماری را اجراء کرد. این قانون، نخستین نظام قانونی بیمۀ اجتماعی درمانی در جهان محسوب میشود. ایجاد این نظام فقط با هدف حمایت از سلامت کارگران انجام نشد، بلکه با وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان نیز ارتباط داشت. با گسترش جنبش کارگری و افزایش نفوذ سوسیالدموکراتها و اتحادیههای کارگری، بیسمارک میکوشید ازطریق ایجاد حمایتهای اجتماعی، از نارضایتی کارگران بکاهد و درعینحال به تقویت وحدت سیاسی آلمان کمک کند.
قانون سال ۱۸۸۳ چند اصل مهم را پایهگذاری کرد که بعدها به ویژگیهای اصلی نظام بیمۀ درمانی آلمان تبدیل شدند. یکی از مهمترین آنها اصل «همبستگی» بود. بر اساس این اصل، میزان پرداخت حق بیمه به توانایی مالی و درآمد فرد ارتباط داشت، اما میزان خدماتی که فرد دریافت میکرد بر اساس نیاز او تعیین میشد. بنابراین افراد با درآمد بالاتر عملاً در تأمین هزینۀ افراد کمدرآمدتر مشارکت و افراد سالم به تأمین هزینۀ افراد بیمار کمک میکردند. اصل دیگر، اجباریبودن بیمه برای گروههای مشخصی از کارگران بود و کارفرمایان نیز در تأمین هزینۀ بیمه مشارکت داشتند. در کنار این دو اصل، ساختار نظام بر پایۀ نوعی خودگردانی (Self-governance) نیز شکل گرفت؛ به این معنا که صندوقهای بیمه و ارائهدهندگان خدمات درمانی تا حد زیادی ازطریق نهادهای مبتنی بر عضویت و نمایندگی خودشان اداره میشدند.
مزایای بیمه نیز از همان ابتداء فقط به درمان پزشکی محدود نبود. قانون سال ۱۸۸۳ برای افراد بیمهشده مزایای نقدی در زمان بیماری، مزایای مربوط به فوت و زایمان و همچنین خدماتی مانند درمان پزشکی و دارو را در نظر گرفته بود. برخی صندوقها حتی امکان پوشش هزینۀ بستری در بیمارستان را نیز ارائه میکردند.
پس از جنگ جهانی اول و در جمهوری وایمار، دامنۀ پوشش بیمه بازهم گسترش یافت. در سال ۱۹۱۸ کارگران بیکار وارد پوشش بیمه شدند و در ۱۹۱۹ همسران و دختران بدون درآمد نیز تحت پوشش قرار گرفتند.
در مجموع، تا پیش از رویکارآمدن ناسیونال سوسیالیستها در سال ۱۹۳۳، نظام بیمۀ درمانی آلمان از یک بیمۀ اجباری نسبتاً محدود برای کارگران به یک نظام گستردهتر تبدیل شده بود که بخش بزرگی از جمعیت را پوشش میداد. در این مسیر، سه ویژگی از همه مهمتر بودند:
ـ اجباریبودن بیمه
ـ اصل همبستگی در تأمین مالی و دریافت خدمات
ـ خودگردانی صندوقهای بیمه و ارائهدهندگان خدمات درمانی
این همان ساختاری بود که در آستانۀ ورود آلمان به دوره رایش سوم، پایۀ اصلی نظام بیمۀ اجتماعی آلمان را تشکیل میداد.
تغییرات نظام بیمه در رایش سوم
سازماندهی بخش سلامت و توازن قدرت میان بازیگران اصلی این حوزه نیز در رایش سوم تغییر کرد. صندوقهای بیمۀ درمانی در سال ۱۹۳۴، ادارات بهداشت محلی در سال ۱۹۳۵ و همچنین انجمنهای حرفهای، اتاقهای پزشکی و مؤسسات خیریۀ فعال درزمینۀ رفاه عمومی یا آموزش بهداشت در فاصلۀ سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵، همگی متمرکز شدند.
با کاهش نفوذ صندوقهای بیمۀ درمانی، جایگاه پزشکان دارای مطب نیز تقویت شد. در سال ۱۹۳۴، انجمنهای منطقهای پزشکان بیمۀ سلامت اجباری و انجمن ملّی تازهتأسیس پزشکان بیمۀ سلامت اجباری، بهعنوان نهادهای حقوق عمومی ایجاد شدند. این انجمنها مسئول مذاکره دربارۀ قراردادهای جمعی با صندوقهای بیمۀ درمانی، تضمین ارائۀ خدمات اورژانسی و نظارت بر پزشکانی بودند که با این صندوقها قرارداد داشتند. همچنین این انجمنها اختیار پیدا کردند که دربارۀ ثبت و پذیرش پزشکان دارای مطب تصمیم بگیرند، بدون اینکه لازم باشد برای این تصمیم با صندوقهای بیمۀ درمانی مذاکره کنند.
بین سالهای ۱۹۴۰ تا پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، عملیات آزادسازی هلند از سوی آلمان اجراء شد. در سال ۱۹۴۱، آلمان «فرمان صندوقهای بیمه درمانی» را در هلند اجراء کرد. این فرمان نظامی از بیمۀ سلامت اجباری در هلند ایجاد کرد که تقریباً مشابه نظام موجود در آلمان بود. بر اساس آن، کارکنانی که درآمدشان کمتر از یک حد مشخص بود، مشمول بیمۀ سلامت اجباری میشدند؛ درحالیکه برای کارکنانی با درآمد بالاتر از این حد و همچنین افراد خویشفرما، بیمۀ سلامت بهصورت اختیاری در نظر گرفته شد.